
در 23 مارس 1999 حدود 2000 نفر از مردم ورجیو در ایالت توسکانی زادگاه روبرتو بنینی در ساعت 3 بامداد از تلوزیون بزرگی که در میدان شهر نصب شده بود مشغول دیدن مراسم اسکار بودند و میخواستند بدانند که بچه محل آنها چند اسکار به خانه خواهد آورد.
لوئیجی و ایزولینا پدر و مادرهشتاد ساله روبرتو تا ساعت یک و نیم بامداد بیشتر نتوانستند دوام بیاورند و به خانه رفتند.
پدر روبرتو میگوید: "من نتوانستم بمانم. حالم خوب نبود و پاهایم درد میکرد، با این حال تمام شب بیدار بودم. وقتی ساعت هفت صبح دخترم آنا از لوس انجلس خبر را به ما داد، مانند بچه ها گریه میکردیم."
باقی مردم از تلوزیون و رادیو اخبار را دنبال میکردند. آنها این هنرپیشه و کارگردان گیج و حواس پرت، سرگرمی ساز را سالها بود که میشناختند، اما تصور نمیکردند که روزی وی با فیلم « زندگی زیباست» که برنده سه جایزه از هفت جایزه نامزد شده گردید، به فرد بزرگی تبدیل شود.
با دریافت جایزه بهترین فیلم خارجی زبان روبرتو بنینی به جمع دیگر هموطنانش « گابریل سالواتوره » بابت فیلم « مدیترانه » در سال 1991 و « جوزفه تورناتوره » بابت فیلم « سینما پارادیزو » در سال 1989 پیوست. اما بنینی اولین بازیگر غیر انگلیسی زبانی است که جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد را میگیرد. مشابه موقعیتی که سوفیلا لورن در بین زنان دارد. البته او در گرفتن جایزه تمشک طلایی بابت بدترین بازیگر غیر انگلیسی زبان نیز اولین است.
با توجه به سخنان بنینی در مراسم اسکار که از پدر و مادرش تشکر میکند که در شرایط تنگدستی و فقر زیاد توانستند او را چنین پرورش دهند، پدرش میگوید که " من به او افتخار میکنم. اما او تمام آواز خوانی و بازیگری را خودش به تنهایی فرا گرفت."
فیلم بر اساس داستانهایی است که پدر روبرتو از زمان اسارتش در اردوگاه آلمانی ها در جنگ جهانی دوم برای بچه هایش تعریف میکرد. او میگوید: " روبرتو به این داستانها علاقه زیادی نشان میداد، هرچند من از رنجهایی که در آن دوران متحمل شده بودم، چیزی به بچه ها نمیگفتم و داستانهای خودم را همراه با شوخی و خنده برایشان تعریف میکردم."
و اما بشنوید از مراسم اسکار در لوس آنجلس:
هنگامی که سوفیا لورن نام روبرتو بنینی را برای دریافت جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اعلام میکند، روبرتو به روی صندلی خود میرود، دستانش را به علامت پیروزی بلند میکند، سپس ازروی دو ردیف صندلی دیگر نیز به جلو میرود و پشت صندلی استیون اسپیلبرگ میایستد و در حالی که با یک دست او را برای حفظ تعادل گرفته بود، دست دیگرش را دیوانه وار در هوا تکان میداد، این در حالی بود که کیت همسر اسپیلبرگ در صندلی دیگر، از فرط خنده جیغ میزد. سپس او همانطور که در بالای صندلیها نامتعادل بود برای چند دقیقه مانند دیوانگان سخنان نامفهومی زد.
در پشت صحنه اسکار میگوید که: " خیلی خوشحالم که هر عضوی از بدن من به بدترین شیوه حرکت کرد."
پس از چندی دوباره نام روبرتو بنینی جهت بهترین بازیگر خارجی زبان اعلام میشود. پس از گرفتن دومین جایزه میگوید: " متشکرم، اما اشتباه وحشتناکی شده، چون من از تمام توانایی زبان انگلیسی خود استفاده کردم. من میخواهم در نقش ژوپیتر شماها را بربایم و در آسمان با شما همخوابه شوم و با همه عشق بازی کنم."
از جمله اخیر او شما هر چه میخواهید برداشت کنید، اما یک گزارشگر اسکار میگوید که اگر او این سخنان را در یک مکان عمومی دیگر میگفت بلافاصله او را دستگیر میکردند.
تا کنون تنها 5 بازیگر موفق شده اند در نقش کمدی اسکار دریافت کنند:
1934- کلارک گیبل در فیلم یک شب اتفاق خواهد افتاد
1940 – جیمز استوارت در فیلم داستان فیلادلفیا
1965 – لی مارتین در فیلم گربه بالو
1977 – ریچارد دریفیوز در فیلم خداحافظ دختر
در آدرس زیر میتوانید فیلم لحظات بیاد ماندنی اسکار را تماشا کنید.
http://www.oscar.com/video/player.html?clip=rock_300k_2005.asx&channel=feat
مصاحبه با روبرتو بنینی پس از پایان مراسم

روبرتو، ما از عکس العمل تو در برنده شدن جایزه اسکار لذت بردیم، جدا چه احساسی داری از اینکه دومین بازیگر خارجی زبانی هستی که اسکار دریافت کرده؟ تا حالا فقط یکبار این اتفاق افتاده بود، اون هم برای سوفیا لورن.
بله،از سوالی که کردید، خیلی ممنونم. من حالا میخوام به شما پاسخ بدم ، اما پاسخ سریع به رویایی مانند این زیاد آسون نیست... من سوال رو فراموش کردم. در مورد سوفیا لورن بود. من سوفیا لورن رو دوست دارم؟ آیا اولین باره که سوفیا لورن رو میبینم؟ گفتید، فقط دومین باره که در تاریخ کسی سوفیا لورن رو میبینه؟
- تنها برای دومین باره که یک بازیگر خارجی زبان ...
آه، ببخشید، معذرت میخوام،. خوب این طبیعیه ونیازی به شرح نداره. شما از من پرسیدید که چه احساسی دارم؟ چطوری بگم... من واقعا احساس میکنم که لیاقت این همه قدردانی رو نداشتم. برام قابل باور نیست، وقتی جمله بهترین فیلم خارجی زبان رو شنیدم، میتونستم والتز یا حتی راک برقصم. اما برای بار دوم که عنوان بهترین بازیگر اعلام شد، اصلا آمادگی نداشتم، اصلا لیاقتش رو نداشتم. من از تام هنکس و لیان مککلین (نامزدهای دیگر این جایزه) چیزهای زیادی یاد گرفتم. میدونید بازیگران به تنهایی کار نمیکنند، اونا به کارگردان و بازیگران دیگه احتیاج دارند. جا داره در اینجا از بازیگران مقابل هم یاد کنم. یک بازیگر مرد بدون بازیگر زن مثل پروانه ای هستش که نمیتونه پرواز کنه، مثل یک کرمه. من میخوام از کسانی که باعث شدند من پرواز کنم تشکر کنم.
- ما تو رو موقع جایزه گرفتن دیدیم که خیلی هیجان زده شده بودی. آیا همیشه اینقدر ساکت و آرومید؟
من ساکت بودم؟!
- تو زندگی روزمره همیشه اینقدر هیجانزده میشی؟
نه، من آدم ساکت و آرومی هستم، اما شما نمیدونید الان تو ایتالیا چه خبره. الان دیروقته و اوایل صبحه، اینطور نیست؟ اما به عنوان مثال الان تو ده کوچیک من اونا همه راهها رو بستند، همه شب رو بیدار موندند و هنوزم هستند، چیزی که تا حالا اتفاق نیافتاده، حتی تو جام جهانی فوتبال. من از ایتالیالی هایی که اینکار رو کردند تشکر میکنم.
- یه سوال دیگه، وقتی رفتی روی صندلی ها، قصد قبلی داشتی؟ نقشه این کار رو قبلا کشیده بودی؟
من از یک هفته پیش میدونستم که فیلم جایزه بهترین فیلم خارجی زبان و موزیک متن رو میبره...
- اما میدونستی که میخوای بری روی صندلیها؟
چی؟
- کاری که کردی، بالا رفتن از صندلیها٬ نقشه قبلی بود؟